تبليغاتX
ناد علیا مظهر العجائب - Ya Ali

امان از جدایی !

 امان از بغض های شبانه ی بقیع !

امان از بغض هایی که خاموش ست؛

 امان از داغی که در دل زینب (س) است چگونه سر به شانه ی تنهایی نگذارد کسی که از هستی خویش جدا شده است؟!

چگونه ناله نکند آن که امانت بی دلیل الهی را شکسته بال و حزین، به آسمان سپرده است؟!

چگونه به تعزیت ننشیند آنکه صبر جمیل فاطمه (س) را در کبود ترین لحظه ها به تماشا نشسته و عاشقانه به شکیبایی مقدس زهرا(س) ، ایمان آورده است؟!

این شانه های خیبر شکن کیست که از سنگینی اشک ها خم شده است ؟!

این دست های صاحب ذوالفقار مگر نیست که از شدت درد می لرزد ؟!

این زبان آتشین خطبه ها نیست که بغض، مجال آه از گلویش گرفته است؟!

با کدامین چکامه ، این مرثیه را بسرایم که سیل اشک ، هستی مدینه را به یغما نبرد؟!

با کدامین نوحه به تعزیت بنشینم که زمین، گریه های آسمان را تاب آورد؟

بانو! ای مادر احساس های سبز ، ای تبلور عصمت ، بانوی آب و آیینه و ای شرافت آدمی در خاک و افلاک!

اگر برکت دست هایت نبود آسمان، ما را ریزه خوار کدامین "دستاس " می کرد تا با گفتن  "یا زهرا(س)" تلخی تمام درد ها را به شیرینی درمان بسپارم.

یا زهرا(س) ، ای آینه لطافت هستی در ضمیر خاک.

 

**

 

خورشید، وضو گرفته از راه می رسد. مجال شب، به مناجات کهکشان سپرده شده است و مجال روز، به دعای خورشید؛ خورشیدی که هر روز ، شاهد زشتی و زیبایی مخلوقات است؛ زیبایی کودکان خانه ی زهرا(س) و زشتی دست هایی که آتش به همراه دارند.

خورشید، شرمناک از روی محجوب علی ست ؛ شرمگین خیبر شکنی که به پیامبر قول داده است برابر تمام غم های عالم شکیبایی کند؛ حتی مصیبت زهرا(س) !

 خورشید، هر روز به نیابت از شیعیان به تربت پنهان زهرا(س) سلام می کند و گرمای حضور خویش را از آستان کبریایی او می طلبد.

سلام بر تو ای دختر عواطف نبوی (ص)، مهربانترین بانو، یگانه ی هر دو گیتی !

بانو ! نامت بلند در نهانخانه ی تمام گنبد ها؛ نامت به شکوه  در زلال تمام آب ها و آیینه ها ؛ داغت  را بهانه ای جز زلال اشک ها نیست!

تربت پنهان تو را باید در سودای دل به جستجو پرداخت که عصمت عارفانه ی تو تنها در زلال عاشقانه دل هویدا می شود و بس!

زیارتگاه تو ؛ پاک ترین نقطه از دل مومنان است که با التجا به نامت تمامی دردهای بی درمان را درمان می بخشد و زلال معرفتت با گفتن " یا زهرا(س)" ، بر نگاه ها جاری می شود .

چه دردناک است یاد آوری شهادت تو! چه جانکاه است غربت تو !

بانو! تو را به غربت بقیع، یاورمان باش در مصایب دنیا!

 

***

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 23:23  توسط سید علی اصغر موسوی  | 
 

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 5:45  توسط سید علی اصغر موسوی 

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

السلام علیک یا مظلومه الشهیده

قامت صبر

؛؛آه بر خاست برافلاک که آیینه شکست؛؛

قامت صبر؛ زدلواپسی سینه ؛  شکست 

از همان روز؛ خزان شعله  غم را افروخت 

رنگ در ساحت دیرینه ی سبزینه شکست 

از همان روز؛ به دنبال غروبی غمگین 

اشک د ر پلک به خون خفته ی آدینه شکست 

از همان روز فقط هیزم دل ها غم شد 

کعبه را آتش شک ؛ ُحرمت دیرینه شکست

آتش از خاطره ی سینه خجالت دارد !

بس که در موج نگاهش ؛ دل آیینه شکست 

د رنگاه سه نفرُ؛ آه ؛ که تنها سه نفر ؟!

قامت صبر علی (ع) در حرم سینه شکست 

****
مصرع اول از : استاد محمد علی مجاهدی 
***
۱۳۷۸---قم -- سیدعلی اصغر موسوی   
 
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 13:31  توسط سید علی اصغر موسوی  | 
مدینه غربت شب را چه زود پنهان کرد

 

همین که چشم علی (ع) را ، ستاره باران کرد

 

نهاد دست بلا ، زخم خاطری بر دل

 

که تا ابد نشود با سکوت ، درمان کرد

 

***

 

بلور باور مردم گرفت ، رنگ غبار

 

و کفر هم به غلط وارگیش اذعان کرد

 

حرامیان ثناگو به سجده رو کردند

 

هوس ، کنار وضو ، خیس ، دست شیطان کرد

 

چنان به جانب منبر خزید ، ((ابن الوقت))

 

که آسمان ز تعجب ستاره پنهان کرد

 

؛ سقیفه ؛ رنگ وقاحت به دست ها بگذاشت

 

حنای ؛سامریان ؛ صحبت از خدایان کرد

 

شکست حرمت آیینه را غبار سکوت

 

دوبار ه نفی تماشا غروب زندان کرد

 

****

 

چه مردمان پلیدی که ((آب)) را کشتند!

 

و((آتش)) از هدفش ادعای ایمان ، کرد

 

 

****

۱۳۷۶ - قم

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 1:31  توسط سید علی اصغر موسوی  | 

 

تو کیستی ای شگفت عالم خاک؟!

کیستی ای آسمانی ترین که خود را "بوتراب" نامیده ای؟!

که هستی ؟! که بودی؟! که بوده ای ؟!

ای راز ناگشودنی!

 

**

 

حکم تسلیم را خلیل  ، به شرط

درگه شرع را وکیل ، به شرط

نشنیده ز مصطفی تاویل

گشته مکشوف بر دلش تنزیل

مصطفی چشم روشن از رویش

شاد زهرا(س)  ،چو گشت وی شویش

شرف چرخ تیز گرد  ، او بود

در حدیث و حدید ، مرد او بود !

نامش از نام یار مشتق بود

هر کجا رفت ، همرهش حق بود!

آل یاسین شرف بدو دیده

ایزد او را  ،به علم بگزیده

شرف و شرع قاضی دین او

صدف در آل یاسین  ، او

مصطفی را مطیع و فرمان بر

همه بشنیده  ، رمز دین یکسر

بهر او گفته مصطفی به اله :

کای خداوند، وال من والا  !

 

                   (سنایی غزنوی)

 

                     **

                    ***

 

-         تو کیستی ؟!

 تویی که خداوند به حریم خانه اش راهت داد

و محرم اسرار و آینه انوار خویش گرداند!

-         چه کسی می تواند وصف تو گوید !

که می تواند وسعت اقیانوس را بسنجد !

-         تو را فقط می توان  در کلام خدا ، در حدیث رسول ( ص) در بیان امامت و در سویدای دل مومنان امت یافت !

شگقتا از تو گفتن و از تو سرودن!

 هیچ منقبتی به زیبایی کلام خودت نیست ،آن گاه که درباره ی خود

می فرمایی:آنگاه که همه از ترس سست شده کنار کشیدند  من قیام کردم

و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به میدان آمدم .

آن زمان که همه لب فروبستند من سخن گفتم

و آن وقت که همه بازایستادند من با راهنمایی نور خداوند با راه افتادم !

در مقام حرف و شعار صدایم از همه آهسته تر بود

ولی در عمل برتر و پیشتاز تر از همه بودم !

زمام امور را به دست گرفتم و جلوتر از همه پرواز کردم و پاداش سبقت در فضیلت ها را بردم !

همانند کوهی که تند باد ها آن را به حرکت در نمی آورد و طوفان آن را از جای برنمی کند کسی نمی توانست عیبی در من بیابد

و سخن چینی جای عیب جویی در من نمی یافت .

خوار ترین افراد نزد من ، عزیز است تا حق او را باز گردانم !

و نیرومند ، در نظرم  پست و ناتوان است ، تا حق را   ، از او باز ستانم!...

 

                                                                        (خطبه ۳۷)

 

                                   ***********************

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 14:0  توسط سید علی اصغر موسوی  | 
Naadey Ali! Nade Ali! 
Naadey Aliyyan 
Mazharal Ajayeb 
Tajidahu Aunun Laka Finnwaeb 
Kullu Hamin wa Gamin Sayanjali 
Bi Wilayatika 
Ya Ali! Ya Ali! Ya Ali! 
Call Ali! Call Ali! 
Call aloud to Ali 
Who is the epiphanic source of wonders 
You shall surely find him helping in your troubles 
All grief and anxiety will disappear 
By Your power and Authority! 
O Ali! O Ali! O Ali!
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 13:25  توسط سید علی اصغر موسوی  |